خانه باقری

خانه باقری

مجموعه باقری مربوط به اوایل دوره پهلوی است یکی از بناهای شاخص در بافت تاریخی گرگان است که نمونه‌ای ارزشمند از معماری بومی مسکونی در شهر به شمار می‌رود. این بنا در حدفاصل محلات نعلبندان و سرچشمه و در حاشیه جنوبی یکی از معابر اصلی و پرگذر بافت قدیم گرگان واقع است، معبری که بازار و تکیه نعلبندان را به بنای امامزاده نور و سپس تکیه سرچشمه متصل می‌سازد.
در میان خانه‌های تاریخی باقی مانده در شهر، خانه باقری یکی از وسیع ترین و سالم ترین نمونه‌ها است. عرصه این بنا ۱۹۵۰ مترمربع و زیربنای مجموع فضاهای سرپوشیده آن ۱۵۵۵ مترمربع است هفت حیاط و چهار در دارد

بام‌های سفالپوش و شیبدار و طره‌ای، و نیز ارتفاع گرفتن کف فضاهای طبقه پایین از سطح طبیعی زمین ، ترفندهایی مناسب جهت مقابله با اثرات مخرب اقلیم پرباران و رطوبت سطحی زمین بر بنا به شمار می‌روند. مصالح به کار رفته در مجموعه باقری متنوع اند: چوب، سفال، آجر، خشت، کاهگل، سنگ، گچ و شیشه عمده این مصالح را تشکیل می‌دهند، اما اوج هنرنمایی معماران و آفرینندگان بخش‌های مختلف بنا در عناصر چوبی مشاهده می‌گردد. درها، پنجره‌ها، نرده‌ها و شیرسرها اجزایی از بنا هستند که نهایت ظرافت و هنرمندی در خلق زیبا و کارآمد آنان به چشم می‌خورد و در واقع هرکدام به تنهایی اثری هنری و ارزشمندند. علاوه بر این نحوه به کارگیری چوب با مقاطع مختلف در عناصر سازه‌ای بنا نظیر پل‌ها، نعل‌ها، تیر‌ها، دستک‌ها و نیز شیرسرها نشان از هوشمندی نسل‌های پیشین در انتخاب و نحوه به کارگیری مصالح دارد. سلامت و استواری بسیاری از این عناصر سازه‌ای که از گزند آب در امان مانده‌اند و سال‌های طولانی از عمرشان می‌گذرد، شناخت معماران خانه را از چوب‌های مختلف و توجه به کیفیت و خواص سازه‌ای انواع آن نشان می‌دهد.

شانگهای 2010- غرفه اتریش؛ توپولوژی و باستان شناسی صدا


شانگهای 2010- غرفه اتریش؛ توپولوژی و باستان شناسی صدا از کشور اتریش دو پاویون برای شرکت در نمایشگاه شانگهای 2010 پیشنهاد شد که نهایتا پاویون طراحی شده توسط دفتر اس پی ای ان SPAN و دفتر معماری ارکان زیتین اقلو Zeytinoglu Architects Arkan پس از فائق امدن بر طرحی که توسط ارکیتکتز کالکتیو Architects Collective ارائه شده بود به عنوان طرح برگزیده در نمایشگاه شرکت کرد؛ گروه خبر اتووود به معرفی هر دو طرح می پردازد ان چه پی می اید نیز معرفی طرح ای اس پی ان و دفتر معماری ارکان زیتین اقلواست: مهمترین نیروی موثر پس زمینه طراحی پاویونِ اتریش برای نمایشگاه 2010 شانگهای را میتوان سازه کارهای آکوستیک یا یه بیان دقیق تر موسیقی دانست. موسیقی ایی که در مقام کانسپت یا جان مایه طرح پیوستگی را به عنوان پرداخت معمارانه ایی که هدفش ارتباط فضاهای متنوع به گونه ایی نامحسوس درون یک برنامه فیزیکی است، بازتاب میدهد. تجسم شرایط صوتی درفضا؛ مانیفست معماری پاویون است که از ریتم حاکم بر ویدئو پرفرمنس ارت یا ویدئو ژورنالیزم و تصویرپردازی های نورانی به عنوان هدایت کنندۀ فضاها در فضای اصلی استفاده می نماید. تاریخ غنی موسیقی سنتی اتریشی خلقِ برنامه های نمایشی در گستره ایی از موسیقی باروک تا موسیقی کلاسیک و عصر مدرن و اجراهای معاصر را ممکن میسازد. فضا از درون بدنۀ تپولوژیک، فضای اصلی و تماشاگران تا پوستۀ بیرونی بنا بازو می گشاید.این پروسه باعث ایجاد فضاهایی چون رستوران ، کافی شاپ، دفتر اداری و محدوده وی آی پی شده است.همۀ مناطق طراحی شده ، بیانگر کیفیت زندگی در مناطق مختلف اتریش است ، که موزیک و فرهنگ ، مهارت آشپزی ، بافت های شهری، چشم اندازهای فراخ و بیشه زارهای بی کران و ازاین قبیل نمونه ها هستند. تمام ان چه امد صحبت های ماتیوس دل کامپو Matias del Campo معمار ارشد دفتر معماری اس پی ای ان بود در مورد پاویون.

بکارگیری الگوهای معماري ایرانی و بومي در طراحي پارك موزه

طرح پارك موزه دفاع مقدس سمنان و عضو هيئت علمي معماري دانشگاه علم وصنعت گفت: در طراحي پارك موزه دفاع مقدس سمنان نگاه ويژه به الگوي معماري ایرانی و بومي رعايت شده و در عين مأنوس بودن با معماري بومي نوآورانه است.

 

به گزارش سرزمين خبر ؛ محمد علي خان محمدي در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه سمنان، ضمن بیان این مطلب افزود: پارک موزه دفاع مقدس استان سمنان به عنوان یک مجموعه جامع و چند عملکردی با نیازهای رفاهی فرهنگی اقشار مختلف مردم در قالب پارکی به مساحت 12 هکتار برنامه ریزی و طراحی شده است.

وی اظهار کرد: پارك موزه دفاع مقدس به لحاظ مكان يابي در بستر یک پارك عمومي قرار گرفته كه به عنوان یک مجموعه چند عملکردی خدماتي به شهروندان ارائه داده و همچنین با وجود ساختمانهاي فرهنگي و ارائه عملكرد فرهنگي ویژگی ممتازی در پارک ایجاد شده است.

طرح پارك موزه دفاع مقدس سمنان ادامه داد: به لحاظ مخاطب اين پارك موزه علاوه بر شهروندان خود سمنان و اقشار دانشگاهی دانشگاههای موجود گروه مخاطب عمده اي را در بر مي گيرد و آن مسافران و زائران حرم مطهر امام رضا (ع) هستند كه در مسير تهران – مشهد تردد مي كنند .

خان محمدی تصریح کرد: پايانه اتوبوسراني، پاركينگ، كمپينگ، آلاچيق براي استراحت مسافران، رستوران و مسجد از جمله امكانات طراحي شده براي اين پارك مي باشد.

وی با بيان اينكه بخش عظيمي از مخاطبين سمناني قشر دانشجو هستند خاطر نشان كرد : در پارك موزه دفاع مقدس سمنان مجتمع تجاري با رويكرد فرهگي- علمي ساخته مي شود كه نياز هاي قطب فرهنگي دانشجويان را رفع مي كند.

اين عضو هيئت علمي معماري دانشگاه علم و صنعت گفت: شكل معماري مجموعه مأنوس با معماري بومي و باغهاي ايراني است به اين ترتيب كه پارك و صحن تاريخ، محوطه باغ را شامل می شود و ساختمان موزه حكم كوشك باغ سنتي را دارد.

وی افزود: استفاده از فن آوري هاي روز و سيستم هاي ديجيتال و هوشمند در سازه و تأسيسات و همچنين موزه آرايي و خدمات فرهنگي سبب شده اين موزه از موزه كلاسيك فاصله بگيرد.

طراح پارك موزه دفاع مقدس سمنان تصريح كرد: قسمت قابل توجه پارك، موزه نيروي دريايي و خود اتكايي است كه علاوه بر نشان دادن خدمات نيروي دريايي در دوران 8 سال دفاع مقدس به معرفي دستاورد هاي علمي بعد از جنگ مي پردازد و همچنين به طور ويژه عمليات مرواريد و خدمات آنرا مورد توجه قرار مي دهد.

خان محمدي ادامه داد: در موزه نيروي دريايي درياچه بيضي شكل به طول 100 متر و عرض 75 متر ساخته شده كه در داخل آن خليج فارس و جزاير را بازسازي مي كنيم و همچنين ناوچه پيكان كه سمبل عمليات برجسته نيروي دريايي است نيز در اين موزه باز سازي مي شود كه از محدوده ناوچه به عنوان گالري براي نشان دادن خدمات نیروهای دریایی در جنگ استفاده مي شود.

اين طراح پارك موزه دفاع مقدس سمنان كه طراحي پارك موزه استان كرمان را نيز در كارنامه خود دارد پيرامون تفاوت اين دو پارك موزه گفت: در پارک موزه دفاع مقدس استان سمنان در قسمت ورودی بخش صحن تاریخ وجود دارد که در پارك موزه دفاع مقدس استان كرمان اين قسمت ديده نمي شود و همچنين استفاده گسترده از سيستم هاي هوشمند در پارك موزه دفاع مقدس استان سمنان از ديگر تفاوتهاي موجود در دو مجموعه است .

وي در پايان گفت: تا كنون قسمت سردرب پارك موزه به طور كامل اجرا شده و بخشي از پارك موزه ،صحن تاریخ ، ساختمان موزه و مجموعه فرهنگي نيز در حال اجرا است./ا

خانه معلق در حومه یک شهر انگلیسی

 

Sustainable school hand-built, Bangladesh



مهندس هوشنگ سیحون

شرح: معمار مقبره ها و یادها
مهندس هوشنگ سیحون، معمار و طراح

متولد سال ۱۲۹۹ تهران
فارغ التحصیل دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران
دانش آموخته دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) درمعمارى
رئیس دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران یک دوره
تدریس معمارى در دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران
عضو انجمن شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مرکزى تمام دانشگاههاى ایران و کمیته بین المللى «ایکوموس» (وابسته به یونسکو) پیش ازانقلاب
چاپ ۳ کتاب معمارى سیحون، نگاهى به ایران (نقاشى هاى سیاه قلم) و (نیم قرن آثار معمارى ونقاشى سیحون)
برگزارى نمایشگاهى مشترک با« پابلوپیکاسو » و « سالوادور دالى» در ماساچوست آمریکا ۱۹۷۲
شهروند افتخارى فرانسه
تهیه فیلمى درباره آرامگاه بوعلى سینا به کارگردانى امیرشمخانى
داراى نمایشگاه دائمى در کلکسیون دانشگاههاى هاروارد، ام آى تى، دانشگاه واشنگتن و برکلى
طراح و اجراى تعدادى از مهم ترین بناهاى یادبودى و صنعتى و شخصى درایران مانند آرامگاه بوعلى سینا (همدان)، مقبره عمرخیام نیشابور، مقبره و موزه نادرشاه (مشهد)، مقبره کمال الملک، بانک سپه تهران و...
 مهندس هوشنگ سیحون در سال ۱۲۹۹ و در خانواده اى اهل موسیقى به دنیا مى آید.  پدر بزرگ او  میرزا عبدالله  بنیانگذار موسیقى سنتى و معروف به پدر موسیقى سنتى ایران بوده است و مادرش مولود خانم از نوازندگان تار و سه تار و معلم زنده یاد احد عبادى که دایى سیحون به حساب مى آید. او بعد از راهیابى به دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران استعداد خود را از نقاشى به معمارى توسعه مى دهد و به دعوت آندره گدار (رئیس اداره باستان شناسى وقت ایران) براى ادامه تحصیل راهى پاریس و دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) مى شود و حدود ۳ سال تحت تعلیم اوتلو زاوارونى  به تکمیل دانش معمارى خود مى پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکتراى هنر مى رسد.
مهندس سیحون بعداز طراحى و اجراى آرامگاه بوعلى سینا (همدان ) پروژه هاى زیادى را طراحى و اجرا مى کند که از جمله آنها مى توان به مقبره عمرخیام (نیشابور)، مقبره کمال الملک (نیشابور)، مقبره و موزه نادرشاه افشار (مشهد)، مجلس شوراى ملى، موزه توس (مقبره فردوسى )، کارخانه نخ ریسى کوروس اخوان، کارخانه آرد مرشدى، سازمان نقشه بردارى کل کشور، بانک سپه (توپخانه )، مجتمع آموزشى یاغچى آباد ، سینما آسیا، سینما سانترال، کارخانه کانادادراى (زمزم فعلى ) در تهران و اهواز ، کارخانه یخ سازى کورس اخوان و حدود ۱۵۰ خانه و ویلاى خصوصى براى شخصیت هاى مشهور آن زمان اشاره کرد که تقریباً همه به اقتضاى کانسپتى که داشته اند از مصالح ساده و مقاوم محلى تشکیل شده اند و آموزه هاى کلاسیک بوزار پاریس در آنها پیاده شده است.
 سیحون همچنین در طول آن سالها عضو شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مرکزى تمام دانشگاههاى ایران و کمیته بین المللى ایکوموس (Icomos) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤولیت مرمت تمام بناهاى تاریخى ایران را برعهده داشته است.
 از دیگر مسؤولیت هاى مهم این معمار و مهندس ایرانى، یکى هم ریاست دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران در یک دوره و سالها تدریس معمارى دراین دانشکده بوده است که در آن دوره شاگردان به نسبت موفقى تربیت مى شود.
 مهندس هوشنگ سیحون بیش از دو دهه است که در ونکوور (کانادا) زندگى مى کند و در آنجا به طراحى و نقاشى و تعلیم هنر مشغول است و هر از گاهى بزرگداشتى از سوى برخى مجامع خصوصى و دولتى و دانشگاهى خارج از کشور براى او برگزار مى شود.
نخستین اثرى که مهندس سیحون ازخود به جا گذاشته ، آرامگاه بوعلى سیناى همدان است که طرح آن در ۲۵سالگى و هنگام تحصیل در دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) ارائه مى دهد و درمسابقه اى که « انجمن آثار ملى» آن زمان به مناسبت بزرگداشت هزاره بوعلى سینا از سوى یونسکو برپا مى کند، جایزه اول را به دست مى آورد. جایزه اى که ساختن مقبره بوعلى سینا بود و ساختمانى که در ۲۸ سالگى او آغاز و در سى سالگى اش به پایان رسید. وقتى سال گذشته و در یک گفت وگوى اختصاصى از مهندس سیحون پرسیدم که: چطور آن همه عبارت پراکنده ونمادها ونمودهاى تاریخى هم روزگار را دریک ساختار پلى فونیک گنجاندید، که در نهایت از آن یک صداى ارکسترال و هماهنگ به چشم و گوش بیننده برسد؟ » اوپاسخ داد: « آرامگاه بوعلى تنها یک آرامگاه یا مقبره نیست، بلکه آرامگاه یا مقبره جزئى ازکل است که یادبود بوعلى است. من خواسته ام با عوامل و عناصر معمارى چه از نظر شکلى وچه از نظر عددى، از راه نماد و سمبل، شخصیت بوعلى را بیان کنم.  و این موضوع در ایران یا سایر جاها معمول نبوده است. شکى نیست که براى هماهنگ کردن این عناصر ممارست و پیگیرى ومطالعه فراوان لازم است که در موقع خود سعى کرده ام کوتاهى نکنم.  پس با یک نوع دانش فراگیر در ترکیب و تلفیق این عناصر کوشش خود را به کار برده ام تا چیزى به دست بیاید که در برابر دید شما است.  این را هم بگویم که در تمام کارهایم جزئیات، هر قدر بى اهمیت، از ذهن من دور نبوده و به فراموشى سپرده نشده است.
در این گفت وگوى طولانى که قرار بود در کتابى بیاید مهندس سیحون در پاسخ به پرسشى که از او درباره توصیف چشم انداز کلى آثار نوستالژیک اش مى کنم، چنین مى گوید:« بارها و بارها به هنرجویان خودم که در حقیقت یاران هنرى من هستند گفته ام: ما از دو هزار و پانصد سال پیش تا به امروز پیشکسوتانى داشته ایم که براى ما بى اندازه گرامى و محترمند. رسالت، به ما حکم مى کند که امروز کارهایى را که در عالم معمارى وهنر از هر نوع انجام مى دهیم عمیقاً در جایگاهى باشند که درمقابل این پیشکسوتان خجل و شرمنده نباشیم. بنابراین با تمام وجود و عشق بى پایان دست به کار شویم تابه نتیجه مطلوب برسیم. به این کارها که نام بردید (آرامگاه بوعلى سینا، خیام، کمال الملک، نادرشاه و...) با خاطراتى پر از شور و هیجان نگاه مى کنم و به نظرم مى رسد که چقدر نگفته ها دارم که بایدگفته مى شد و افسوس که نیمه کاره ماند. در پدید آوردن این کارها هدفم ابداً تقلیدگذشته نبوده است، بلکه روح و جان ایران مطرح بوده است که با ابزار امروزى باید شکل مى گرفت وخودنمایى مى کرد.»
   او همچنین به این پرسش که « اگر مى خواستید با همان روحیه به معمارى بپردازید و مجبور به ترک ایران نمى شدید، پروژه بعدى تان چه بود وچه مى توانست باشد؟  چنین پاسخ مى دهد: در پاسخ این سؤال باید بگویم که موضوع یا پروژه خاصى مورد توجهم نیست. اما آنقدر ایده ها و حجم ها و شکلهاى متعدد در ذهنم مى جوشد و در حرکت است که گفتنى نیست و متأسفم چرا امکان پیاده کردن آنها روى خاک کشورم مقدور نیست. حیف و صدحیف.
این اواخر و بعد از دو دهه سکوت و سردرگمى، پیشنهادهایى دوباره به مهندس سیحون شد که به ایران بازگردد و به طراحى و اجراى آثار مونومنتال دیگرى بپردازد که او هرگز قبول نکرد و فکر کردن به ایران در غربت را به کلنجار رفتن درخاک کشورش ترجیح داد. یکى از آن پروژه هایى که خود من واسطه پیشنهاد آن به این مهندس ارجمند شدم، پیشنهاد طراحى موزه اى با روحیه ساختمانى آرامگاه بوعلى سینا در همدان بود که پذیرفت و اجراى آن را مشروط به نظارت من بر حسن اجراى طرح کرد، که این بار پیشنهاد دهندگان نپذیرفتند و بهانه آوردند!
وقتى از مهندس سیحون پرسیدم که آیا هنوز خودتان را به لحاظ عاطفى یک شهروند ایرانى مى دانید یا نه؟ و آیا هنوز تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى این کشور برایتان مهم و جالب هست یا نه؟ او در پاسخ به این آخرین پرسش ام چنین مى گوید: افتخار مى کنم که ایرانى هستم و افتخار مى کنم که درموقع تولد، ایران عزیز به من این امکان را داده است که پایم را روى خاک مقدسش بگذارم. هیچ گله اى از هیچ کس ندارم و مى دانم بى مهرى ها قطعاً از روى عدم آگاهى نسبت به درون و ضمیر من بوده است.
تمام تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى کشورم دقیقاً مورد توجهم مى باشند. کوچکترین تصرف، کوچکترین ناملایمتى، کوچکترین خرابى نسبت به آثار ایران آنچنان تأثیر نامطلوبى در قلبم مى گذارد که قادر به بیان آن نیستم.   بعضى دخل و تصرفات در آثار اصفهان و یزد و سایر شهرها که پر از شاهکارها هستند شدیداً مرا متأثر و متأسف مى کند. به طورى که حس مى کنم یک قسمت از وجود ایرانم را مجروح کرده اند و زخم زده اند. به هر حال خودم را فدایى آن سرزمین مى دانم و برایش آرزوى پیشرفت و بارورى دارم.
یکى از مهمترین رویدادها در زندگى هنرى مهندس سیحون که دائم روى آن تأکید مى شود، نمایشگاه هاى مشترک سیحون و پابلو پیکاسو غول هنر قرن بیستم است. در نخستین نمایشگاه مشترک این دو هنرمند که در سالهاى دهه پنجاه در تهران و در گالرى دولتى مهرشاه برگزار مى شود، تنها یک بشقاب سرامیک خریدارى شده از آثار پیکاسو به نمایش درمى آید و باقى آثار مربوط و متعلق به سیحون است. برگزارى چنین نمایشگاه به اصطلاح مشترکى و آن هم با چنین عنوانى شاید در تاریخ هنر جهان بى سابقه بوده باشد! داستان نمایشگاههاى مشترک سیحون وپیکاسو به همان نمایشگاه معروف ختم نمى شود و بار دیگر در ماساچوست آمریکا و این بار با همراهى آثارى از سالوادور دالى برگزار مى شود. در این نمایشگاه انگار برخى از منتقدان آمریکایى چنان که مى گویند از کلاف هاى سردرگم سیحون و بافه هاى خط او استقبال مى کنند و از آنها به عنوان آثارى با ارزش و به یاد ماندنى یاد مى کنند.


مجتمع تفریحی


آشنایی با رشته ی مهندسی معماری و دروس آن   






  دیباچه: خاموش باش و آرام قدم بردار تا جذبه آسمانی محراب، صلابت ستون‌ها و مناره‌ها و ظرافت کنگره‌ها تمامی وجودت را تسخیر کند. به دقت نگاه کن و بگذار نوری که از پس شیشه‌های رنگین به داخل می‌تابد همه رنگ و تلألؤ خود را میهمان چشم‌هایت کند تا تو ببینی که چگونه زمین و آسمان به هم پیوند می‌خورند و سپس گل‌ها و اسلیمی‌ها در یک بهار همیشگی سر بر می‌آورند.اینجا کجاست؟اینجا مسجد امام،‌ هشت بهشت،‌گنبد قابوس، ارگ بم،‌ سلطانیه یا هر بنای دیگری است که شاهکار هنر معماری ایرانیان است. هنری که پر از ابتکار،‌ زیبایی، اصالت، الهام و احترام به طبیعت است و به گرمی موسیقی و به شیرینی شعر فارسی است. نه! اشتباه نکن! معماری تنها هنر ساختن بناهای آجری و گنبدهای دوار نیست که بگوئیم عمر آن در هزاره سوم میلادی به پایان رسیده است بلکه برای ساخت آسمان خراش‌ها، برج‌ها و مجتمع‌های امروز،‌ بیش از حیاط‌های پر باغچه دیروز به معماران هنرمند و کار‌آمد نیاز داریم و از همین رو رشته معماری یکی از رشته‌های مهم دانشگاهی است که امروزه در دانشکده‌های فنی یا هنری دنیا تدریس می‌شود. این رشته‌ دارای‌ دو جنبه‌ هنری‌ و فنی‌ است‌. در این‌ میان‌ درس‌های‌ طراحی‌، زیباشناسی‌ و نحوه‌ زیباکردن‌ حجم‌ها، نماها وپلان‌ها به‌ هنر بر می‌گردد و دروسی‌ مثل‌ سازه‌های‌ بتنی‌ و فلزی‌، مقاومت‌ مصالح‌، ایستایی‌، تأسیسات‌ مکانیکی‌ و الکتریکی‌ به‌ جنبه‌ فنی‌ این‌ رشته‌ مربوط‌ می‌شود. در این‌ رشته‌ دروس‌ هنری‌ اهمیت‌ بیشتری‌ داشته‌ و دروس‌ علمی‌ و فنی‌ در راستای‌ دروس‌ هنری‌ است‌. برای‌ مثال‌ یک‌ معمار در طراحی‌ خانه‌ باید فضای‌ آرامش‌بخشی‌ را ایجاد کند تا باعث‌ اضطراب‌، خستگی‌ و دلتنگی‌ نگردد. کاری‌ که‌ بیش‌ از رعایت‌ اصول‌ فیزیکی‌ مثل‌ نور و صوت‌، نیاز به‌ آشنایی‌ با اصول‌ زیبایی‌شناسی‌ دارد.

 مهندسی معماری
توانایی‌های‌ لازم :معماری‌ بیش‌ از آنکه‌ علم‌ و تکنیک‌ باشد، ذوق‌ و سلیقه‌ و استعداد است‌ و معمار کسی است که طرح‌های فردی‌اش با نقاشی و مجسمه‌سازی رقابت کند و در واقع بتواند مجسمه‌ای کاربردی بسازد. دانشجوی‌ این‌ رشته‌ علاوه‌ بر توانمندی‌ در طراحی‌ و قدرت‌ تجسم‌ و خلاقیت‌، لازم‌ است‌ که‌ در درس‌ ریاضی‌ بخصوص‌ در هندسه‌ قوی‌ باشد چون‌ برای‌ آموزش‌ فن‌ و تکنیک‌ معماری‌ باید دروسی‌ مثل‌ هندسه‌ کاربردی‌، هندسه‌ مناظر و مرایا و ریاضیات‌ و آمار را مطالعه‌ کرد.

موقعیت‌ شغلی‌ در ایران‌ :
با توجه‌ به‌ این‌ که‌ در سطح‌ کارشناسی‌ به‌ جنبه‌های‌ فنی‌ معماری‌ توجه‌ بیشتری‌ می‌شود، در نتیجه‌ فارغ‌التحصیل‌ این‌ رشته‌ می‌تواند به‌ ساختمان‌ سازی‌ (طراحی‌ فنی‌ ساختمان‌های‌ مختلف‌) بپردازد اما فارغ‌التحصیل‌ کارشناسی‌ ارشد چون‌ جنبه‌های‌ هنری‌ معماری‌ را آموزش‌ دیده‌ است‌ ، بیشتر به‌ هنر معماری‌ می‌پردازد. مهندس‌ معمار علاوه‌ بر طراحی‌ بناها می‌تواند به‌ طراحی‌ و ساخت‌ ماکت‌ و طراحی‌ معماری‌ داخلی‌ بپردازد یا به‌ عنوان‌ ناظر ساخت‌ فعالیت‌ کند. در ضمن‌ فارغ‌التحصیل‌ معماری‌ آمادگی‌ کار در رشته‌های‌ مرتبط‌ با معماری‌ مثل‌ طراحی‌ صحنه‌ یا طراحی‌ صنعتی‌ را نیز دارد.


درس‌های‌ این‌ رشته‌ در طول‌ تحصیل :

دروس‌ پایه‌:
هندسه‌ کاربردی‌، کارگاه‌ مصالح‌ و ساخت‌، درک‌ و بیان‌ محیط‌، بیان‌ معماری‌، هندسه‌ مناظر و مرایا، ریاضیات‌ و آمار، انسان‌، طبیعت‌، معماری‌، مقدمات‌ طراحی‌ معماری‌.

دروس‌ اصلی‌ :
مبانی‌ نظری‌ معماری‌، آشنایی‌ با معماری‌ جهان‌، برداشت‌ از بناهای‌ تاریخی‌، آشنایی‌ با معماری‌ معاصر، نقشه‌برداری‌، تنظیم‌ شرایط‌ محیطی‌، تأسیسات‌ الکتریکی‌ (نور و صدا)، تأسیسات‌ مکانیکی‌، مقاومت‌ مصالح‌ و سازه‌های‌ فلزی‌، سازه‌های‌ بتنی‌، ایستایی‌، متره‌ و برآورد، مدیریت‌ و تشکیلات‌ کارگاه‌، مصالح‌ ساختمانی‌، ساختمان‌، روستا، طرح‌ معماری‌.

دروس‌ تخصصی‌:
آشنایی‌ با مبانی‌ برنامه‌ریزی‌ کالبدی‌، تحلیل‌ فضاهای‌ شهری‌، آشنایی‌ با مرمت‌ ابنیه‌، طرح‌ معماری‌، طراحی‌ فنی‌، طرح‌ نهایی‌.

معماری

معماری یا مهرازی هنر و فن طراحی و ساختن بناها، فضاهای شهری و دیگر فضاهای درونی و بیرونی برای پاسخ هم‌آهنگ به نیازهای کارکردی و زیباشناسانه است. باید معماری را از مهندسی سازه و ساخت و ساز متمایز ساخت. گرچه بسیاری از بناها (نظیر خانه‌ها و مکان‌های عمومی) کاملا در حیطهٔ دانش معماری‌ست، برخی سازه‌ها و بناهای دیگر (مثل یادمان‌ها، پل‌ها، کارخانه‌ها و غیرو) وجود دارند که در مرزی بین معماری و مهندسی یا معماری و هنر قرار می‌گیرند.

فرشید موسوی

 فرشید موسوی موزه هنرهای معاصر  شهر کلیولند 

خانه بندر: ANTWERP ستاد / معماران زاها حدید

فرهنگ لرستان

راهنمای AD کالج: مرکز معماری و حقوق بشر / دانشگاه شاه Mongkut از تکنولوژی

 

غار کوگان

نام انگلیسی:  Kogan Cave   

غار کوگان در ۵۲ کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد در روستای خوش آب و هوایی به همین نام قرارگرفته است.( آزادراه خرم آباد – پل زال )

 غار کوگان جزو غارهاي چند طبقه است که دسترسي بسيار سختي دارد. اين غار دژ مانند به استناد سکه‌هايي که در اطراف آن به دست آمده است به دوره اشکانيان تعلق دارد و طي قرون متمادي به عنوان يک محل سکونت دائمي مورد استفاده قرار گرفته است. ورودی غار به صورت چهار گوش در اندازه 50/2 در 20/2 متر است و به سمت شمال باز می شود.
 غار شامل دو طبقه است که طبقه اول آن از چهار اتاق و فضاهای مرتبط به هم تشکیل شده است. طبقه دوم غار حدوداً40/3 متر بالاتر از کف قسمت اول غار است. این غار دارای اتاقهایی جهت استفاده بوده و نمونه ای از معماری صخره ای اشکانی است که علاوه بر آن اثر مذکوربه آیین مهر نیز نسبت داده شده است. مساحت کلی فضاهای تعبیه شده در این غار دست ساز حدود 281 متر مربع است و از نکات قابل تأمل در این غار وجود مخازن آب در داخل اتاقهاست. این غار مربوط به دوره اشکانی (پارتی ) به شماره 2660 در فهرست آثارملی ایران به ثبت رسیده است.

 

اين غار يکي از معدود غارهاي مصنوعي استان لرستان است که به دست انسان در دل کوهستان‌ها به وجود آمده است.در پایین همین غارروستایی است با همین نام ، با حدود بیست خانوارکه از راه دامپروری ، کشاورزی و پرورش ماهی قزل الا امرار معاش می کنندو در جلوی غار رودی جاریست.

 

سمندر لرستان



زاگرس ما؛
 گزارش بی بی سی درباره تلاش‌هاي بين‌المللي براي حفاظت از نسل سمندر لرستان

شبكه خبری بی‌بی‌سی روز دوشنبه گزارش داد: همزمان با روز جهانی حمایت از حیوانات‌، اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت اسم 100 گونه از حیواناتی را كه در خطر انقراض هستند منتشر كرد. از جمله یك دوزیست ایرانی. بر اساس این گزارش ، خرید و فروش اینترنتی ، نسل "سمندر لرستانی" را در خطر انقراض قرار داده است.

 

اين گزارش به شرح زير مي باشد: سمندر لرستانی یا با اسم محلی "حاجی باریكو" ؛ یكی از زیباترین دوزیستان جهان.

سمندری كه فقط و فقط در ایران و منطقه زاگرس زندگی می كند. جایی در رودخانه ها و آبشارهای مناطق كوهستانی لرستان و خوزستان .

سمندر لرستانی در خطر انقراض

اما ناگهان سر و كله اش در پایتخت و خیابان مولوی پیدا شد؛ كنار ماهی قرمز نوروز. قیمت حدود 2 هزار و 500 تومان. چهار ، پنج سالی است كه برخی دنبال "سین" هشتم سفره هفت سین دیواری كوتاهتر از سمندر لرستانی پیدا نكردند. حالا دانشمندان نام سمندر لرستانی را در لیست گونه های در خطر انقراض قرار داده اند.

فروش اینترنتی بلای جان سمندر

 "الی بوچر" از اداره حمایت از برنامه های حفاظتی انگلستان گفت: ما از 8 هزار دانشمندی كه این گونه ها را مطالعه می كنند خواستیم كه لیست گونه هایی را كه به نظر آنها بزودی در حیات وحش از بین می روند به ما بدهند. هدف ما این بود كه هر چه زودتر توجه بیشتر و حمایت بیشتری از این گونه ها بشود. مهمترین تهدید برای سمندر لرستانی از بین رفتن مناطق زندگی آنها، آلودگی و از همه مهمتر خرید و فروش غیر قانونی آنها است. آنها را از حیات وحش بر می دارند و به مجموعه داران خصوصی در سراسر دنیا می فروشند.

اين گزارش مي افزايد: داستان زمانی به مرز بحرانی رسید كه نظر سوداگران خارجی به این گونه ایرانی جلب شد.

"كریس نیومن" رئیس فدراسیون كارشناسان خزندگان بریتانیا گفت: اولین نمونه هایی كه به اروپا آمدند توسط دو پدر و پسر خزنده شناس آلمانی در سال 1970 میلادی بود. حدود هفت سال پیش (؟؟) و نمی دانیم كه چطور. تعداد خیلی زیادی از آنها كه وحشی بودند به طور قانونی از ایران به اروپا صادر شدند.

بوچر گفت: چند سال پیش یك فروشنده اوكراینی اعلام كرد كه 200 نمونه وحشی را از طریق اینترنت فروخته است بنابراین هنوز تعداد زیادی از آنها بطور غیر قانونی فروخته می شوند.

اين گزارش ادامه مي دهد: حالا فعالان محیط زیست می خواهند راهی پیدا كنند كه خرید و فروش سمندر لرستانی وحشی كه از طبیعت ایران گرفته می شود كاملا غیر ممكن شود.

 

بوچر ادامه داد: الان در لیست اپندیكس (فهرست ضمیمه) یك قرار دارند یعنی تجارت بین المللی آنها غیر قانونی است مگر اینكه مدارك زیادی ارائه بدهند و ثابت كنند كه این نمونه برای تحقیقات علمی جابجا می شود. اما متاسفانه هنوز هم تجارت غیرقانونی آنها انجام می شود و عامل اصلی اش هم فروش اینترنتی است.

سمندر سمبل ثروت چشم بادامی ها

نیومن گفت: متاسفانه بزرگترین بازار برای سمندرها در چین و ژاپن است كه به نوعی سمبل ثروت شده اند. مشكل این است كه قرار دادن آنها در اپندیكس یك باعث شده كه پرورش دهندگان اروپایی نتوانند آنها را به مجموعه داران آسیای شرقی بفروشند. اما تقاضا در چین و ژاپن همچنان وجود دارد و متاسفانه همیشه وقتی تقاضا وجود دارد كسانی هم هستند كه آنها را به بازار ارائه بدهند و ما می دانیم كه نمونه های وحشی زیادی به طور غیرقانونی به مجموعه داران كشورهای دیگر فروخته می شود.

نیومن در این زمینه گفت : ایرانی ها باید به داشتن این حیوان به عنوان سرمایه ملی افتخار كنند و از آن حمایت كنند. ما می دانیم كه نمونه های وحشی زیادی در زمان نوروز فروخته می شود و این حیوان مناسبی برای این كار نیست. مردم محلی باید از این حیوان محافظت كنند و نگذارند كه دلالان آنها را جمع آوری كنند. مردم محلی كلید اصلی حمایت از این دو زیست هستند.

 گزارشگر اين شبکه اين گزارش را اين چنين به پايان مي رساند : همه چیز به مردم محلی لرستان و خوزستان بستگی دارد. چشم امید سمندر به مردم لرستان و خوزستان است و اگر وضع به همین منوال پیش برود، مردم لرستان هم برای دیدن آن باید به باغ وحش های كشورهای دیگر بیایند.

منطقه ماسور

پس از سالها انتظار بلاخره منطقه ماسور با عنوان ناحیه یک شهرداری منطقه 3 خرم آباد با شهر خرم آباد الحاق شد .

امید است هر چه زودتر شهرداری ومردم با همکاری هم به توسعه وپیشرفت منطقه کمک کنند...

این منطقه با بیش از 30000 نفر جمعیت سالها بود که بلاتکلیف مانده بود.

استاديوم فوتبال كاسيت خرم آباد

با سلام خدمت دوستان

عكسها مربوط به پايان نامه دوره كارشناسي ام هست لطف كنيد نظر بديد ممنون ؟؟؟







برترین های ششمین جشنواره موسیقی زاگرس نشینان ایران معرفی شدند


ششمین جشنواره موسیقی محلی ایران با عنوان موسیقی مناطق زاگرس نشین ایران سه شنبه شب در فرهنگسرای شهر بروجن با معرفی نفرات برتر به كار خود پایان داد. در آیین اختتامیه این جشنواره كه با استقبال گسترده مردم شهر بروجن همراه شد، از برترین های تك نوازی و گروه نوازی با اهدا لوح تقدیر، جوایز نقدی و تندیس جشنواره قدردانی شد

 

در بخش تك نوازی سازهای مضرابی 'وحید شاه ابراهیمی' ‌از استان مركزی با ساز تنبور، ' نجات حناره '‌ از آذربایجان غربی با ساز دیوان به صورت مشترك مقام نخست را كسب كردند.

در این بخش ' صمد مقدم ' با ساز بربط از آذربایجان غربی دوم شد و ' مریم جاوید مهر' در بخش تنبور نوازی از قزوین،' ایوب مراد گورانی '‌از كردستان و '‌علی بیدگار ' با ساز عود حایز رتبه سوم شدند.

از سوی هیات داوران در بخش ساز های كششی ' علی پور اسدیان ' از چهارمحال و بختیاری با ساز كرنا و ' میلاد شكری زاده ' با ساز كمانچه از لرستان به عنوان نفرات نخست معرفی شدند.

همچنین در این بخش ' نورالله مومن نژاد '‌به عنوان كرنا نواز پیشكسوت تقدیر شد و ' سیاووش سازنده ' با ساز كرنا، ' محسن آقایی ' با ساز نی انبان از بوشهر،' عزت الله رازی پور ' از چهارمحال وبختیاری با ساز سرنا ، ' محسن نهانی ' با ساز نی از كرمانشاه ، ' سید كاظم موسوی ' از چهارمحال وبختیاری با ساز نی و ' نیما ظفریان ' با ساز كرنا از كهكیلویه و بویراحمد رتبه های برتر را كسب كردند.

در بخش مقام خوانی این جشنواره نیز 'علی جمالی ' از چهارمحال وبختیاری رتبه برتر را كسب كرد و' یار علی مردانی ' ازهمین استان دوم شد واز ' میرزا علی چهرازی' از خوزستان به عنوان پیسكشوت این بخش تقدیر شد.

از سوی هیات داوران دربخش سازهای كوبه ای نیز ' بابك شكری زاده ' با تنبك محلی از لرستان و' مختاز زند سلیمی ' از كردستان با ساز دف به عنوان نفرات اول معرفی شدند و' سحر معظمی ' از اصفهان و ' محمدرضا قلی پور ' از چهارمحال وبختیاری رتبه های دوم و سوم را به خود اختصاص دادند.

همچنین در بخش گروه نوازی نیز گروه آوا از كرمانشاه به سرپرستی ' علی احمدی ' و دوسار از فارس به سرپرستی ' علی گلشن ' رتبه های برتر را به خود اختصاص دادند.

دبیراجرایی ششمین جشنواره موسیقی مناطق زاگرس نشین گفت: دراین جشنواره هنرمندان استان های آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اصفهان ، ایلام ، بوشهر ، چهارمحال و بختیاری ، خوزستان ، فارس ، كردستان ، كرمانشاه ، كهگیلویه و بویراحمد ، لرستان و هرمزگان حضور داشتند.

ˈاسماعیل آجاكهˈ در گفت وگو با ایرنا افزود : 258 اثر به دبیرخانه این جشنواره واصل شد كه از این تعداد 192 اثر در بخش تكنوازی و 66 اثر در بخش گروه نوازی بود.

وی، هدف از برگزاری این جشنواره را معرفی گنجینه‌های بازمانده هنر موسیقی نواحی زاگرس و حمایت و قدرشناسی از تلاش‌های موثر هنرمندان دانست.

به گزارش ایرنا، آثار ششمین جشنواره موسیقی محلی ایران با عنوان موسیقی مناطق زاگرس نشین ایران با حضور مهدی آذر سینا، كیوان ساكت و مجتبی صادقی داوری شد.

شهرستان بروجن در 62 كیلومتری مركز چهارمحال و بختیاری واقع شده است و پنج دوره گذشته این جشنواره با حضور جمعی از بزرگان موسیقی ایران اجرایی شده است.

آیا خلاقيت و ابتكار در هنر لری ته کشیده است؟



وقتی نگرش آموزش های رسمی و غیر رسمی به گونه ای باشد که موسیقی «هوره» و نام «ماطلا» فقط به این جرم که «بومی» هستند سهمی نداشته باشند و در عوض مردم ما فقط مهارت ها و ویژگی هایی را کسب کنند که برای درک زیبایی «آرمیتا» یا فلان سبک موسیقی ایتالیایی یا آمریکایی لازم است، آنگاه باید ابتدا منتظر بمانیم مراسم سالگرد امثال رضا سقایی آنگونه مفتضحانه باشد و سپس فضایی فراهم آید که دیگر امثال سقایی در جامعه ما بازتولید نشوند.

 

 با احترام به نظرات خوانندگان زیر قسمت های قبلی مطلب: استخراج این مقاله به صورت کنونی از دل یک مقاله دانشجویی که البته هنوز به سرانجام و ارائه نهایی نرسیده است با انتقاداتی درباره زبان نوشتاری آن، شیوه طرح مباحث و اصل مقاله مواجه شده است که بر نگارنده لازم است درباره برخی از آنها عذرخواهی کند، اتفاقا خودم همیشه مشتاق مختصر نویسی و از سوی دیگر ساده و روان نوشتن هستم. انتشار این سلسله مطالب نیز بدین شکل بیش از هرچیز در پی استفاده از نظرات راهگشای مخاطبان لور است، در نهایت متن کامل این مقاله به صورت ویرایش شده و بهینه سازی شده در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت.

شهرام شرفی در مطلب اخیر خود سوالی مطرح کرده است که از هر جهت با سوال پایه ای این سلسله مطالب یکسان است، او پرسیده است: چرا موسیقی لری دچار ایستایی و رکود نسبی شده است؟

شرفی در واپسین پاراگراف مطلب خود آورده است: در گذشته ای نه چندان دور، موسیقی لری بخوبی به نیازهای جوانان آن روزپاسخ می داد. گذشته ای که در آن تکثرگرایی و جهانی شدن مثل امروز نبود ؛ امروزه برای توانایی رقابت باید کیفیت را بالا برد. کیفیت نیز بدون خلاقیت و ابتکار ممکن نیست.

اما بحث من دقیقا همانجایی آغاز می شود که سخن شرفی پایان پذیرفته است، سوال من این است که چرا خلاقیت و ابتکار در هنر لری به رکود نسبی گرفتار شده است؟

پاسخی که نگارنده در نظریات پی یر بوردیو یافته ام و به نظرم پذیرفتنی است این است که نباید خلاقیت و ابتکار را انبانی دانست که حالا ته کشیده و تمام شده است، در عوض این رکود به مساله آموزش های رسمی و غیر رسمی در مدرسه، دانشگاه، خانواده، رسانه ها و.. بر می گردد. در ذات هنر و فرهنگ لر هیچ چیز نیست که مانع بازتولید و خلاقیت آن شود.

در میان کامنت های خوانندگان مواردی اشاره به این داشت که آیا از نظر بودیو شعر حافظ یا صدای شجریان و.. نیز زیبایی ذاتی ندارند و حاصل رابطه منش و میدان است یا خیر؟

بوردیو قطعا به پرسش فوق پاسخ مثبت می دهد، یعنی از نظر وی وقتی مثلا شجریان تصنیف مرغ سحر را می خواند اینگونه نیست که به یک انبار زیبایی در ماورای دسترس همگان دست یافته باشد، از ديد بورديو نبايد ماهيت زيباشناختي را به يک ذات «فراتاريخي» نسبت بدهيم، وی در عوض تاکيدش بر «اکتسابي بودن» آن چيزي است که «منش زيبايي شناختي» نام مي نهد (بورديو، 1379: 149-150).

به همین خاطر است که هیچ کس نمی تواند ادعا کند مثلا تمام بشریت از تصنیف مرغ سحر درک زیبایی شناختی دارند. در همین جامعه فارسی زبان و ایرانی خودمان بسیاری از مردم اصلا نمی توانند در یک کنسرت استاد شجریان لذت ببرند و چیزی از زیبایی بیابند. این مطلب را نمی توان به پای بی خردی یا بی هنری مخاطب نوشت. فرد مورد نظر ممکن است یک دانشمند طراز اول فلان رشته تخصصی هم باشد. او حتی ممکن است در یک رشته هنری هم سر رشته داشته باشد و چنان آدم احساساتی ای باشد که وقتی موسیقی دلخواهش را می شنود نمی تواند جلوی گریه یا به وجد آمدن یا حرکات موزونش را بگیرد. اما چرا او از کنسرت شجریان چیزی نمی فهمد؟

پاسخ بوردیو خیلی ساده است چون در آموزش های رسمی (مدرسه) یا غیر رسمی (خانواده، جمع دوستان، رسانه ها و ...) مهارت های لازم برای درک زیبایی موسیقی کلاسیک ایرانی را «اکتساب» نکرده است.

اما این مساله چه ارتباطی به تولید فرهنگ لری دارد؟ من می خواهم این نتیجه گیری ساده را بکنم که اگر موسیقی، شعر، داستان، ضرب المثل، رقص، لباس و... لرها امروزه نمی تواند سل جوان شان را جذب کند به خاطر همین مساله «عدم اکتساب آموزش های لازم» است وگرنه هیچ چیزی در ذات این موسیقی، شعر، رقص، لباس و.. نیست که مانع جذابیت آن باشد.

برخی بر آنند که مثلا موسیقی لری ته کشیده است، مثلا صدای دهل یا ساز (سرنا) گوشخراش است و چون امروزه گوش ما با صدای اسباب و وسایل «بهتری» آشنا شده است دیگر نمی تواند به زیبایی اندک ساز و دهل دل بسپارد! یا برخی نغمه های هوره را زیر سوال می برند که مثلا صدای نتراشیده و تربیت نشده ای است و اشعار آن هم بهره بسیار کمی از انبار مقدس زیبایی دارند، پس صدای هوره خانمراد قنبری و دولت مراد اميري کجا و چه چه شجریان یا شهرام ناظری کجا؟

ولی نکته اینجاست که انبار زیبایی وجود خارجی ندارد، هرآنچه هست به مساله آموزش بر می گردد که آن هم به جامعه و خانواده و تاریخچه زندگی فرد وابستگی دارد. هم شجریان و هم مخاطبان وی در آموزش های رسمی یا غیر رسمی سهم دارند. هم تولید کننده هنر و هم مصرف کننده آن مهارت های کافی برای ارتباط متقابل را دارند.

در جامعه سنتی لر نیز هم خواننده هوره و هم شنونده آن به اندازه کافی مهارت کسب می کردند به همین خاطر جوانان چهل سال پیش لر گوش شان را به دستگاه پخش کننده هوره می چسباندند و تحت تاثیر قرار می گرفتند و چنان متاثر می شدند که اشک از دیدگان شان جاری شود و در یک تجربه متعالی هنری احساس کننده روحشان به پرواز درآمده است. اما امروزه نه هوره خوانان و نه جوانان هیچکدام نمی توانند حداقل مهارت های لازم را کسب کنند. بسیاری از جوانان و حتی بزرگسالان امروزه اصلا ابیات لکی هوره را نمی فهمند چه برسد به اینکه با پیچ و خم های شاعرانه و موسیقیایی آن ارتباط برقرار کنند و آن را به زبان بیان عاطفی خویش تبدیل کنند.

بۈ وه سرينم وه كز ؤ وه مۈر               كزت بئتره ژه سدر ؤ كافۈر

بيڸا سر بنم وه گِل كۈتہ وه                وه قؤرِ كنيا منزل نۈتہ وَه

 

اما درک زیبایی فقط به مهارت های اکتسابی هنری بر نمی گردد بلکه نیاز به مهارت های اکتسابی دیگری هم دارد که ممکن است خارج از دنیای هنر به مقوله های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و.. برگردد.

مثلا همان جوان لر بدون اینکه زبان ایتالیایی بفهمد و موسیقی ایتالیایی را درک کند از آنجا که از طریق آموزش های رسمی و غیر رسمی به این باور دست یافته که ایتالیا سرزمینی مترقی، از نظر فرهنگی غنی و  پیشتاز هنر مدرن است به این مساله ایمان می آورد که موسیقی آن سرزمین ارزش گوش کردن دارد.

یک مثال ساده تر: نام «ماطلا»

کافی است فهرستی از اسامی نسل گذشته زنان لر تهیه کنید تا ببینید نام «ماطلا» چقدر فراوانی قابل توجهی داشته است، اما چرا امروزه در لرستان کسی این نام را بر فرزندان خود نمی گذارد؟ چرا نام آرمیتا زیباتر از آن به نظر می رسد؟ (از نظر برخی خانواده های لر) در ذات نام «ماطلا» چیست؟ آیا جز دو واژه شاعرانه «ماه» و «طلا» و ترکیب سوررئال «ماه طلا» چیزی در آن هست؟

همان بلایی که بر سر نام زیبای «ماطلا» آمده است گریبانگیر موسیقی و فرهنگ ما نیز شده است. اگر کتاب های درسی و غیر درسی، سریال های تلویزیون، خانواده ها و... نگرش خویش را نسبت به این نامه تغییر دهند به زودی خواهیم دید بازهم این نام زیبای لری (و فارسی) رایج می شود.

اما اینجا سخن فقط بر سر یک نام نیست. بلکه سخن از کلیت سهم ما از تولید فرهنگی است. وقتی نگرش آموزش های رسمی و غیر رسمی به گونه ای باشد که موسیقی «هوره» و نام «ماطلا» فقط به این جرم که «بومی» هستند سهمی نداشته باشند و در عوض مردم ما فقط مهارت ها و ویژگی هایی را کسب کنند که برای درک زیبایی «آرمیتا» یا فلان سبک موسیقی ایتالیایی یا آمریکایی لازم است آنگاه باید ابتدا منتظر بمانیم مراسم سالگرد امثال رضا سقایی آنگونه مفتضحانه باشد و سپس فضایی فراهم آید که دیگر امثال سقایی در جامعه ما بازتولید نشوند و ما در جغرافیای نوین جهان فقط صادرکننده نفت و آب و مواد اولیه باشیم و وارد کننده محض محصولات فرهنگی!

 ابراهيم خدايي/ عضو شوراي نويسندگان لور

جامعه مجازي زاگرس نشينان راه اندازي شد

مكاني آزاد براي اهالي زاگرس
 جامعه مجازي زاگرس نشينان راه اندازي شد

جامعه مجازي زاگرس نشينان سراسر جهان (كومه) با هدف ايجاد فضايي باز جهت تبادل افكار، آرا و انديشه‌هاي زاگرس‌نشينان راه اندازي شد. محمد تقوي، مدير اين جامعه مجازي در گفتگو با نشريه اينترنتي لور، ‌از راه اندازي نخستين جامعه مجازي زاگرس نشينان خبر داد و گفت: اين شبكه اجتماعي مكاني است كه اهالي زاگرس با آزادي كامل بتوانند به بيان ديدگاه‌هاي خود و تبادل نظر و گفتگ در خصوص مسايل مختلف سياسي، اجتماعي‌، فرهنگي و غيره بپردازند.

 

مدير شبكه اجتماعي "كومه" افزود: در اين شبكه اجتماعي همانند بسياري از شبكه‌هاي اجتماعي جهان قابليت مباحثه و مناظره، ايجاد گروه‌هاي خصوصي و عمومي‌، ارسال تصوير و صوت و ارائه به اعضاي جامعه مجازي يا اعضاي گروه‌، دوست يابي‌، دعوت از  دوستان براي حضور و .... وجود دارد.

وي بيان داشت : به زودي قابليت‌هاي ديگري همچون چت و گفتگوي همزمان و آن لاين كاربران به صورت خصوصي و عمومي و ديگر امكانات پيشرفته به اين شبكه اجتماعي افزوده مي شود. تقوي عضويت و فعاليت در اين شبكه اجتماعي را آزاد و رايگان عنوان كرد و گفت: اين جامعه مجازي آزادي كاملي به كاربران خود مي‌دهد اما با توجه به اينكه هر جامعه‌اي بايد پيرو قانوني مختص آن جامعه باشد‌، در اين جامعه مجازي نيز با وضع قوانين مخصوص با توجه به شرايط جامعه مذكور سعي در هدفمند كردن اين جامعه مجازي داشتيم.

وي افزود: چند روزي است كه نسخه آزمايشي اين شبكه اجتماعي در فضاي اينترنت بارگزاري شده كه با همكاري و هم فكري زاگرس نشينان سراسر دنيا رو به پيشرفت و ترقي خواهد رفت و  به جايگاهي در شان مردم زاگرس نشين خواهد رسيد.

نشاني اين شبكه اجتماعي به شرح زير مي باشد:

www.koome.ir

دردنامه به رییس جمهور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رضا طولابی‌:
 وقتی که داشتن استادیوم استاندارد تبدیل به یک رویا می شود

آقای رییس جمهور آنچه که مرا به نوشتن این دردنامه ترغیب نمود‌: حضور 5 هزار نفر تماشاگر پرشور و متعصب لرستانی در تاریخ نهم مرداد ماه و در استادیوم آزادی تهران بود‌. در حالی که نماینده‌ی لرستان می‌بایست بازی‌های خانگی خود را در شهرستان دورود برگزار نماید به دلیل فقدان استادیوم استاندارد در دورود و لرستان به اجبار در استادیوم بزرگ پایتخت میزبان تیم کهکشانی پرسپولیس بود‌.

من به همراه هیات دولت بیل و کلنگ به دست گرفته و برای توسعه و آبادانی لرستان به اینجا خواهیم آمد …

صدای سوت و کف زدن مردم رنج دیده‌ی دیار من پس از شنیدن این سخنان در استادیوم تختی خرم‌آباد آنچنان طنین افکن شد که خودمان هم تا حدودی باورمان شده بود که این بار وعده‌ها، توخالی و فقط شعار نیست. مردم احساسی سرزمین من با شنیدن هر جمله‌ای که بوی زدودن فقر و بیکاری و عدالت محوری در شهر و دیارشان می‌داد با شور و شوقی عجیب دست می‌زدند و هلهله برپا می‌ساختند‌. اما دیری نپایید که چون گذشته وعده و  وعیدهای تحقق نیافته‌، امید مردم را به یاس و حزن مبدل نمود‌. آقای رییس‌جمهور، لرستان آنقدر آباد شده است که از شما عاجزانه تقاضامندیم بیل و کلنگ را زمین بگذارید و دیگر شهرهای کشور را نیز چون لرستان آباد نمایید !

 

در لرستان آنقدر کارخانه احداث نموده‌اید که هیچ بیکاری در هیچ خانواده‌ای وجود ندارد ! به لطف جناب‌عالی جوانان تحصیل کرده و شرافت مند لرستانی دیگر مجبور نیستند 700 کیلومتر دورتر از خانه و کاشانه‌ی خود و در زیر آوارهای سعادت‌آباد جان شیرین خود را برای بدست آوردن لقمه‌ای نان حلال تقدیم به خاک سرد نمایند. نمی‌دانم ! شاید فراموش کرده‌اید که لرستان پس از خوزستان دومین استانی است که در طول هشت سال جنگ نابرابر با عراق متحمل خسارات فراوانی شد‌، شاید فراموش کرده‌اید، که لرستان با تقدیم 6200 شهید گلگون کفن برای دفاع از خاک پاک میهن مان دین بزرگی بر گردن مسوولینی دارند که ماندند تا خادم بی منتی برای مردم سرزمین شان باشند !

 

آقای رییس جمهور آنچه که مرا به نوشتن این دردنامه ترغیب نمود‌: حضور 5 هزار نفر تماشاگر پرشور و متعصب لرستانی در تاریخ نهم مرداد ماه و در استادیوم آزادی تهران بود‌. در حالی که نماینده‌ی لرستان می‌بایست بازی‌های خانگی خود را در شهرستان دورود برگزار نماید به دلیل فقدان استادیوم استاندارد در دورود و لرستان به اجبار در استادیوم بزرگ پایتخت میزبان تیم کهکشانی پرسپولیس بود‌. 5 هزار نفر از لرستانی‌ها کیلومترها مسافت را تنها به عشق تیمشان طی نمودند و با تشویق‌های جانانه‌ی خود جهنمی فراموش نشدنی برای پرسپولیسی‌ها ایجاد کردند‌. آقای رییس جمهور ، وقتی شور و شوق و احساس غرور جوانان هم استانی‌ام را از تساوی مقابل تیم پرآوازه‌ی پرسپولیس دیدم خوشحالی بی حد و حصری سراسر وجودم را فرا گرفته و بر خود بالیدم که من هم یک لرستانی هستم . آیا انتظار احداث یک استادیوم استاندارد و آبرومند در استان لرستان با جمعیتی بالغ بر یک میلیون و ششصد هزار نفر خواسته‌ای بزرگ – غیر معقول و دست نیافتنی است ؟؟؟؟

 

آقای رییس جمهور سقف آرزوهای علاقه مندان ورزش دوست هم استانی من را می‌بینی ؟؟ داشتن یک استادیوم‌، متاسفانه این خواسته تا به امروز  به آرزویی دور دست برای ما تبدیل شده است‌ ! نمیدانم شاید مطالبه‌ای سخت و غیرقابل انجام باشد ؟!

آقای رییس‌جمهور‌، چگونه برای خرید چند بازیکن پرسپولیس و استقلال میلیاردها تومان هزینه صرف می‌شود‌، اما احداث و یا حتی بازسازی استادیوم‌های لرستان به امری غیرمحتمل تبدیل می‌شود ؟؟ آیا نظارتی بر این پول‌های میلیاردی که در بین فوتبالیست‌ها رد و بدل می شود وجود دارد ؟؟

در روزگاری که اغلب مردم سرزمین ما (لرستان) با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند اکثر فوتبالیست‌ها بدون تحصیلات دانشگاهی در کمتر از چند سال میلیاردها تومان از پول بیت المال را در جیب‌های مبارک خود می بینند ! و آب از آب تکان نمی‌خورد ! امید آن می‌رود که در آینده‌ای نزدیک همچنان که مشکل بیکاری را از چهره‌ی لرستان به صورت کامل زدودید‌! رویای داشتن یک استادیوم استاندارد در لرستان را به واقعیت تبدیل نمایید !!!


المپیک لندن 2012

اکسپوی المپیک لندن 2012

نوشـــــــــــته ی : محمد كياني منش (  اتووود )

a

 

 

 از دوران باستان که مردم به تماشای نبرد گلادیاتورها اشتیاق نشان می دادند تا به حال، روحیه رقابت و لذت تماشای آن در بین افراد کم که نمی شود هیچ؛ روز به روز با کمک رسانه­ها بیشتر هم می شود. المپیک میعادگاهی است که هر چهار سال یک بار گلادیاتورهای متمدن را از هر کجای این کره­ی خاکی به نقطه­ای فرا می خواند و بستری را برای رقابت در رشته­های مختلف فراهم می آورد. کشور میزبان تمام تلاش خود را می کند تا جذابیت­ها و تسهیلات این اتفاق هیجان انگیز را برای میهمانان- چه ورزشکاران و چه تماشاگران- چندین برابر کند. حضور سازه­های منحصر به فرد در المپیک، این رویداد را به یک اکسپو شبیه می کند، اکسپویی که تنها میزبان المپیک می تواند در آن عرض اندام کند و معماری خود را به رخ تمام دنیا بکشد و باز هم رسانه­ها هستند که در این میان، رقابت در حوزه­ای دیگر را پوشش می دهند. شهر لندن میزبان این دوره­ی المپیک است، شهری که خود دارای جاذبه­های فراوانی است، اما باز هم تمام پتانسیل خود را بکار گرفته تا در این عرصه قدرتمند ظاهر شود.

مشعل المپیک

 مهندسی، ساخت و تولید این مشعل، که حاصل همکاریِ ادوارد باربر و جِی اُسجربی است، مهارت قابل ملاحظه­ای را در طراحی نشان می دهد. نمونه اولیه مشعل المپیک لندن روز 8 ماه ژانویه سال 2011 توسط طراحان آن، پرده برداری شد. این مشعل مثلثی، که از یک آلیاژِ الومینیومی طلایی ساخته شده و 800 میلی متر ارتفاع و 800گرم وزن دارد، 8000 سوراخ مدور را در بدنه­ی خود نشان می دهد که تعداد حاملان مشعل المپیک را یادآوری می کند. این مشعل از یک پوسته­ی درونی و یک پوسته­ی بیرونی تشکیل شده است که یوسیله­ی دوقطعه در هر دو انتها متصل شده­اند و می توان سیستم درونی آتش آن را مشاهده کرد. ادوارد و جی توضیح دادند:" زمانی که ما کوچکتر بودیم، عاشق بازی­های المپیک بودیم، در مقام طراح؛ این یک پروژه­ی کاملا ساده و عالی است، تندیسی برای بازی­ها."

پارک المپیک لندن

 پارک المپیک لندن، یک مجموعه ورزشی است که در شرق لندن و مجاورِ توسعه­های بخش استراتفورد جای دارد. این مکان، دهکده ورزشکاران المپیک و چندین محل برگزاری بازی­ها، شامل استادیوم و مرکز ورزش­های آبی المپیک را در بر دارد. این پارک تحت اشراف آرسلور میتال اُربیت، یک برج دیدبانی و بزرگترین تندیس بریتانیا در حوزه­ی هنرِ عمومی است. پس از بازی­های المپیک، این پارک تحت عنوان پارکِ المپیکِ ملکه الیزابت شناخته خواهد شد. در این پارک قرار بود چهار بنا با نام آرنا وجود داشته باشد، اما پس از بازبینی پلان اصلی که در سال 2006 منتشر شد؛این تعداد به دو کاهش یافت که شامل استادیوم بسکتبال آرنا و هندبالِ آرنا- که به کوپر باکس تغییر نام داد- می باشد. این پارک توسط کنسرسیومی متشکل از EDAW  و برو هاپولد و همکاری با Arup و WS Atkins طراحی شد.

استادیوم بسکتبال آرِنا

آخرین مکانی که برای برگزاری بازی­های المپیک لندن تکمیل شد، استادیوم بسکتبال آرِنا بود، این استادیومِ 12000 نفری، یک سال مانده به آغاز بازی­ها با سرعت زیادی اجرا شد. اقدامات ابتدایی بر روی سایت در اکتبر 2009 و برپا کردنِ سازه­ی 1000 تنی متشکل از قاب­های فولادی، در ماه ماس 2010 آغاز شد. یک حجم چادری از جنس پی. وی. سی، که ماحصل همکاریِ سینکلر نایت مِرز با ویلکینسون اِیر و کی. اس. اس در طراحی است. این رویه­ی طرح دار، بر روی جداره­­ی خارجی حجم کار شده، جایی که این پوست بر روی تمام قاب­های قوس دار کشیده شده. استادیوم آرِنا، میزبان مسابقات بسکتبال و هندبال، و نیز راگبی و بسکتبال با ویلچر، در طول برگزاریِ المپیک و پارا المپیک امسال می باشد. دو سوم از سازه این بنا، پس اتمام بازی­ها، قابل استفاده­ی مجدد هستند؛ زمانی که این بنا بکلی برچیده می شود.

کوپر باکس

کوپر باکس یکی از میزبانان بازی­های المپیک است که قبلا با نام استادیوم هندبال آرِنا شناخته می شد و در پارک المپیک، شرق لندن، استراتفورد قرار دارد و به این دلیل این نام تغییر کرد که در کنار هندبال، این ورزشگاه؛ میزبان ورزش­های مدرن پنجگانه(modern pentathlon) در طول مدت المپیک و همچنین گل بال در پارا المپیک خواهد بود. کوپر باکس 7000 نفر ظرفیت دارد. این ورزشگاه میزبان رقابت­های مقدماتی و یک- چهارم نهایی هندبال است. ساخت این بنا طبق برنامه، اوایل سال 2011 به اتمام رسید و کمتر از بودجه­ی برآورد شده، هزینه بر شد. با یک فضای داخلیِ پر جنب و جوش و رنگارنگ و نیز ظاهر بیرونی با یک لایه مس بازیافت شده، این ساختمان چهره­ای متمایز به خود گرفته است که شبیه جعبه جواهرات شده است. LOCOG و ODA، پلان کوپر باکس را به عنوان یک سازه­ی دائمی به نحوی طراحی کردند تا این بنا با استفاده­های چند منظوره­ی ورزشی در هنگام رقابت­های المپیک و نیز پس از آن تطبیق داده شود.

استادیوم المپیک لندن 2012

ساخت این استادیوم، که در شرق لندن، استنفورد، واقع شده است، در ماه مارس سال 2011 به اتمام رسید. مسیر دو- میدانی، اسکوربوردها و بالا برها قبل از ماه می امسال و تست نهایی آماده شدند. ظرفیت استادیوم 80000 نفر است که پس از اتمام بازی­ها، 55000 صندلیِ قابل برداشت آن؛ حذف می شوند و یک ورزشگاه 25000 نفره را باقی می گذارند.این بنا سه ماه زودتر از برنامه قیلی تکمیل شد و 10 میلیون پوند هم کمتر از برآورد پیشین هزینه در بر داشت. از این طرح در سال 2007 بوسیله­ی HOK sport  پرده برداری شد، که این روزها با نام پوپولوس(populous) شناخته می شوند. راد شیِرد، مدیر ارشد پوپولوس و معمار استادیوم قبل از آغاز بازی­ها می گفت:" ساخت سازگارترین استادیوم المپیک با محیط زیست در جهان، که تنها بیش از صد روز به طول انجامید، در دنیای ساخت و سازهای عظیم، می تواند نشان از حداکثرسرعت ممکن باشد و تکامل آن آغازی بود بر پایان فاز اجراییِ سازه­های بازی­های المپیک لندن. اکنون ما می توانیم تا آماده سازی نهایی روز شماری کنیم و چشم انتظار زمانی باشیم که دنیا این طرح نوآورانه را برای نخستین بار مشاهده می کند."

 

مرکز ورزش­های آبی المپیک 2012- زاها حدید

این مرکز ورزش­های آبی، در پارک المپیک لندن، یک سال مانده به آغاز بازی­ها، تکمیل شد. شش تخته­ی شیرجه­ی منحنیِ بتنی، مانند زبانه­هایی، در اطراف استخری در انتهای سالن اصلی، زیر یک سقف موج شکل بیرون زده­اند. استخر مسابقه نیز با ظرفیت گنجایش 17500 تماشاچی در هنگام مسابقات، در این سالن قرار گرفته. این استخر و استخر رقابت­های شیرجه در زیر یک سقف فولادی پناه گرفته اند که همگی محصور در سالن اصلی هستند. بازشوهای گلبرگ مانند در سراسر سقف بتنی سالن دوم، جایی که استخر تمرینات واقع شده است، اجازه­ی ورود نور را می دهند. دیوارهای شیشه­ای وسیع امکان دید استخرها در هر دوی سالن­ها را از راهروی ارتباطی فراهم می کند. سومین استخر که باز هم برای تمرینات دیده شده، زیر سایبان­های منحنی پوشش یافته است. بال­های که در هر طرف ساختمان قرار گرفته اند؛ جایگاه استقرار اضافه را تامین می کنند، اما در زمان اتمام بازی­ها، این قسمت حذف خواهد شد.

استادیوم دوچرخه سواریِ لندن

شرکت لندنی معماران هاپکینز، استادیوم دوچرخه سواری یا ولودروم را، که اولین مکان از پنج مکان عمده­ی برگزاری بازی­های المپیک2012، در پارک المپیک شهر لندن است، تکمیل کرده است. این بنا که در شمال پارک المپیک واقع شده، یکی از پایدارترین ساختمان­هاست وشخصیتی آیکونیک دارد. گرایش­های یک معماریِ پایدار در هر جایی که امکان داشته دیده می شود؛ از استفاده از چوب در خود پیست و جداره­ی خارجی، تا تاسیسات صد در صد طبیعیِ سیستم تهویه. سازه­ی سبک وزنِ سقف آن، که با خمش دوبل و شبکه کابلی ایجاد شده، در راستای بازتاب قواره­ی پیست دوچرخه سواری طراحی شده است. 6000 صندلی در اطراف تمام مسیر پیست قرار گرفته و به دو ردیف بالا و پایین توسط سالن شیشه­ای جدا شده اند. 48000 متر مکعب از مواد حفاری شده، تا این بشقاب بزرگ، که بنا در آن نشسته، ایجاد شود. ولودروم لندن 2012، میزبان مسابقات دوچرخه سواریِ روی پیست المپیک و پارا المپیک خواهد بود و همچنین رخت کن­ها، فروشگاه­ها، وورک شاپ و یک سالن با دید به منظره­ی پارک را در خود جای داده است.

برج میتال

بوریس جانسون شهردار لندن، به دنبال یک سازه و اثر هنری برای بزرگداشت بازی­های المپیک و پاراالمپیک لندن یک مسابقه­ی طراحی راه اندازی کرد. در طی یک ملاقات اتفاقی با لاکشمی میتال رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت ArcelorMittal، در نشست انجمن جهانی اقتصادی در داووس در سال 2009، جانسون حمایت مالی این اثر را تامین کرد. ساخت این تندیس بحث برانگیز که 115 متر ارتفاع دارد و توسط آنیش کاپورِ هنرمند و مهندس سازه، سِسیل بالموند، برای پارک المپیک 2012 لندن طراحی شده، قبل از آغاز بازی­ها، پایان یافت. این پروژه با یک واپس زدگی روبرو شد زمانی که نقشه­های اولیه آن در سال 2010 بازگردانده شده بود. بازدید کنندگان وارد آسانسر مرکزی می شوند و از این برج فولادی، که ArcelorMittal Orbit نام دارد، صعود می کنند و به یک عرشه دیدبانی با منظره­ای پانورامیک از شهر می رسند. برای خارج شدن، آنها ترغیب می شوند که از یک پله کان با تعداد 455 پله که بدور قسمت خارجیِ برج پیچیده شده، پایین بروند. در حدود 560 متر از لوله­های قرمز رنگِ فولادی در سازه، و 250 نورافکن رنگی، در شب این تندیس عظیم را درخشان می کنند.

کوکا کولا بیت باکس

معماران لندنی؛ پِرنیلا و آسیف، پاویونی برای پارک المپیک لندن طراحی کردند که مانند یک ابزار موسیقی نواخته می شود، قرار بود دیوارهای چرخش یافته­ی کوکاکولا بیت باکس، با بالشتک­هایی- با یک لایه پلاستیکِ ای تی اف ای- که هم به حرکت و هم به لمس کردن حساس هستند، پوشش یابند. زمانی که بازدید کنندگان به این مکان وارد می شوند و با سازه برخورد می کنند؛ هر بالشتک صدای متفاوتی از خود خارج می کند که از قبل توسط دی جِی بریتانیایی و تهیه کننده، مارک رانسون، از گزیده­ی المپیک اسپورتس ضبط شده است. یک رمپ مارپیچ شما را به سوی پشت پنل­ها و بام هدایت می کند، جایی که یک نمای پانورامیک در انتظار شماست.

سازه­ی آبی یا بلو فِنس

طراحان لندنیِ استدیوی سوپرنیچ، یک سری سازه طراحی کردند که از تخته­های آبی رنگ تشکیل شده است و تمام سایت پارک المپیک لندن را احاطه خواهد کرد. پروژه­ی حصار آبی تلاشی مستقل است با این هدف که نشان دهد چگونه می توان دوباره از تخته­های نازکی که در یک حصار دوازده مایلی برای پارک المپیک بکار برده شده بود- و در حال حاضر حصاری از سیم­های فلزی جای آن را گرفته- در ساخت سازه­های موقتی استفاده کرد. چنین سازه­هایی از فعالیت­هایی الهام گرفته شد که قبل از شروع ساخت و سازها برای  المپیک در این منطقه وجود داشت و سپس حذف شد، مثل بخش آلونک­ها، قایق­ها، مکان نگهداری قایق­ها، امکانات بازی پینگ پونگ و قسمتی که برای دیدن پرندگان در نظر گرفته شده بود. اُلیور وین رایت از اعضای این استدیو می گوید:" این حصار آبی بی پایان، تبدیل به یک نماد سیاسیِ بزرگ در شرق لندن شده است. ما تلاش کردیم تا معانی منفیِ باز تولید را دگرگون کنیم که می تواند ارتباطات محلی را برای بهره برداری از سایت پس از بازی­ها تقویت کند."

پست مدرن

پست مدرن


رابرت ونتوری معمار آمریکائی از شاگردان سارنین Saarinen و لوئی کان Khan بود و در دفتر آنها کار می کرد . در سال ۱۹۶۶ کتابی به نام " پیچیدگی و تضاد در معماری " Complexity & Contradiction In Architecture را به رشته تحریر در آورد . در این کتاب رابرت ونتوری اصول اندیشه ها و جهان بینی معماری مدرن را زیر سوال برد . او در این کتاب خواستار توجه به خصوصیات انسانی و توجه به معماری انسانی مدار شد . عمده نقد ونتوری در این کتاب متوجه میس وندروهه بود .

در مقابل " Less Is Bore " ," Less Is More "، به معنی کم خسته کننده است ، را مطرح می کند . اوعقیده داشت مسائل بسیار پیچیده (Complex ) و تضاد (Contradiction ) در ساختمان وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت ، یا حذف کرد . ونتوری عقیده داشت که یک ساختمان نمی تواند یک فرم خاص داشته باشد ، برای او فرمهایی از قبیل خانه های دامنه کوههای ایتالیا که بر اساس نیازهای مردم و شرایط اقلیمی بنا شده ملاک است .

ونتوری هیچ اعتقادی به سبک بین المللی ندارد و به جای آن معتقد به زمینه گرایی است ، یعنی هر بنایی باید بر اساس زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ،تاریخی و کالبدی و شرایط آن سایت و ساختمان طراحی و اجرا شود .

از نظر پست مدرنها شرایط زیر فرم ساختمان را تعیین می کنند:

۱- خصوصیات فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و اقتصادی افراد که از آن ساختمان استفاده می کنند.

۲- خصوصیات شهری ، خیابان ، میدان ، کوچه ، مغازه .

۳- شرایط اقلیمی ، رطوبت ، سرما ، گرما ، جنگل ، صحرا .

۴- نحوه زندگی روزمره اهالی ساختمان ، نیازهای آنها ، پیش زمینه های ذهنی

رابرت ونتوری در سال ۱۹۷۲ کتاب دیگری به نام ” یادگیری ازلاس وگاس ” نوشت"Learning From Los Vegas ” . در این کتاب ، توجه معماران رابه فرهنگ و خصوصیات روزمره زندگی جلب کرد . وی در این کتاب یادآور شده که ، سمبلها آنهایی نیستند که روشنفکران به مردم دیکته کردند بلکه ، این سمبلها را خود مردم طرح کرده و قابل فهم برای آنهاست . اشکال سردرها ، مغازه ها و احجام عامه پسند چیزی است که در شهر لاس وگاس جذابیت خاصی داده است .

خانه مادر رابرت ونتوری درپنسیلوانیا ۱۹۶۲ در عین سادگی ، پیچیدگی و در عین تقارن ، نامتقارن است و در عین وحدت ، کثرت دارد . اولین ساختمان به سبک مدرن است . در این طرح نمادهایی چون بام شیبدار ، قوس ، سردر ورودی ، پنجره ها ، لوله دودکش وجود دارد . داخل ساختمان دارای فضاهای مختلف و گوناگون است و تضاد پلان را روی نما نشان داده ، نمای ساختمان نشان دادن ذهنیت یک کودک از خانه است.

پست مدرن سفید

در سال ۱۹۷۲ کتابی به نام ” پنج معمار ” Five Architects در نیویورک چاپ کرد وکار پنج معمار که در دهه ۶۰ و ۷۰ انجام گرفته بود را چاپ کرد .این معماران ساختمانهای مدرن دهه ۶۰ مدرن متعالی و خصوصا Five Architects ۱۹۷۲ Peter Eisernman ۱۹۳۲ رنگ سفید مانند ویلا ساووا لوکوربوزیه را الگوی خود قرار دادند . Michael Graves ۱۹۳۴ منبع الهام اکثر ساختمانها مکعب شکل بودند Charles Gwathmey ۱۹۳۸ John Hejduk ۱۹۲۹ Richard Meier ۱۹۳۴ پست مدرن رابرت ونتوری یک معماری التقاطی است.

۱- مایکل کریوز از دهه ۸۰ به سمت معماری پست مدرن حرکت کرد ساختمان دفاترعمومی شهرداری پرتلند در آمریکا.

۲- پیتر آیزنمن به سمت دیکانستراکشن گرایش پیدا کرد .

۳- جان هیداک و چالز گواتمی تا حدودی در همان معماری پست مدرن باقی ماندند .

۴- تنها ریچارد مه یر کماکان خود را به اصول معماری پست مدرن وفادار حس میکند.

نمونه کارهای پست مدرن در ایران:

- آرامگاه بو علی سینا ..... هوشنگ سیحون


ساختمان مجموعه ورزشی رفسنجان

سید هادی میر میران

امام باقر (ع):

هر کس به خدا توکل کند مغلوب نمی شود .

پل شکسته خرم آباد


پل شکسته یا پل شاپوری یا به گویش لری طاقِ پیل اِشکِسَه یکی از شاهکارهای معماری دوره ساسانیانقلعه فلک افلاک در جنوب شهر خرم‌آباد در استان لرستان واقع شده‌است. پل شاپوری عامل ارتباط غرب استان لرستان(طرهان) با شرق و از آنجا به خوزستان و تیسفون (پایتخت ساسانیان) بوده‌است. این پل حدود ۲۳۰ متر طول و بیش از ۱۹ چشمه طاق داشته که در حال حضار فقط ۵ چشمه طاق از آنها بر جای مانده‌است. چشمه طاق‌های پل بصورت جناقی ساخته شده و سبک سازی پل در قسمت طولی پل در زیر روگذر پل صورت گرفته‌است و پایه‌های پل و موج شکنهای آن به صورت لوزی شش ضلعی از سنگ ساخته شده‌است.


مصالح این پل از سنگ، ملات گچ و ساروج است. مصالح پل را سنگ‌های قلوه رودخانه‌ای و لاشه سنگ در چشمه طاقها و از سنگ‌های پاکتراش در قسمت پایه‌ها استفاده گردیده‌است.کف پل سنگ فرش است. نوع سنگ فرش، سنگ بلوک قرمز است که در اثر فرسایش آب از صورت کادر بودن خارج شده‌است.این پل با شماره ۱۰۵۱/۲ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.


خرم آباد

خرم آباد

وسعت : 6223 كيلومتر مربع

طول شرقی : 21 دقيقه و 48 درجه

عرض شمالی: 29 دقيقه و 33 درجه

جمعيت : 462133 نفر

آب و هوا : معتدل كوهستانی

مناظر طبيعی: آبشارهای زيبا، سرابها، درياچه كيو، پاركهای جنگلی، آبسرده، بيدهل، گلستان، رباط، زاغه

اقتصاد : كشاورزی، صنعت، دامداری

رودخانه : كشكان، رودخانه خرم آباد

ارتفاعات : مخمل كوه، يافته، سفيد كوه، هشتاد پهلو، كوكلا، تاف

اهميت : تاريخی (به عنوان راه ارتباطی) / آثار ما قبل تاريخ و تاريخی

آثار تاريخی : غارهای پيش از تاريخ کنجی، يافنه، پاسنگر، گر ارجنه، قمری، پل شاپوری، قلعه فلك الافلاك، آسياب گبری، گرداب سنگی، مناره آجری، مقبره بابا طاهر، سنگ نوشته، پل صفوی، حمام گپ

خرم آباد مركز لرستان باستانی در دره ای باصفا و بر ساحل رودخانه خرم آباد قرار دارد. به زعم بسياری از محققان زمانی شهر مهم ايلامی خايدالو (هيدالو) برجای آن قرار داشته است. ظاهرا شهر قديمی شاپورخواست (سابرخواست) در دوره ساسانی و قرون نخستين هجری دارای مسجد جامع و بازارها و ساختمانهای بسياری بوده و بافاصله کمی در ساحل چپ رودخانه جای داده شده بوده است. هنوز بقايايی از ديوارهای بزرگ و پهن كه از سنگ و ملاط به سبك دوره ساسانی است از محاذی شهر كنونی تا روستای تير بازار ديده ميشود. چنين به نظر ميرسد كه در اواخر قرن ششم هجری شجاع الدين خورشيد موسس خاندان اتابكان لر كوچك شهر كنونی را اساس قرار داده و توسعه بخشيده؛ احتمالا در حمله مغول ويران شده است. حمدالله مستوفی در سال 740 ه. ق. مينويسد: "خرم آباد شهری نيك بوده، اكنون خراب است."

اين نخستين بار است كه از خرم آباد بدين نام ياد شده است. در اواخر دوره صفوی خرم آباد مقر حكومتی والی لرستان فيلي بوده و به نوشته تاريخ حزين از آباداني برخوردار، ولی متاسفانه بر اثر هجوم سپاه عثمانی به ويرانی گراييد. در دوران قاجار خرم آباد نسبتا توسعه يافت و قلعه گلستان ارم از قلاع معروف خرم آباد به دستور محمد حسين ميرزای دولتشاه مرمت شد.

بارون دوبد يکی از ماموران روسيه تزاری كه در سال 1845 از خرم آباد ديدار كرد، آن شهر را دارای بارو 4 مسجد، 8گرمابه و 1محله يهودی نشين توصيف ميكند.



 

مرا دریابید....

روستای طائی ، روستایی زیبا در 60 کیلومتری شهر خرم آباد قرار دارد ،ودر 15کیلو متری جاده خرم آباد پل زال قرار گرفته .

روستا دارای آب وهوای معتدل ، کوهستانی ، پر آب ،مناظر دیدنی ،رودخانه ، باغات و........


مقبره سهم الدين

در این دهکده مقبره ای است از سنگ وگچ که از لحاظ سبک معماری منحصر است زیرا چنین بنایی در دیگرنقاط لرستان پیدا نشده است و از نظر معماری مشخصات ویژه ای دارد.

مقبره چهار گوش است به ابعاد۱۰/۴*۲۰/۵ متر وارتفاع گنبد آن ۵/۸ متر است. در ورودی آن در شمال بنا قرار دارد واطرافش حصاری سنگی داشته که ویران شده مثل گنبدش).







قلعه فلک الافلاک

قلعه فلک الافلاک،شاهکار معماری نظامی جهان


زیبایی و معماری شگفت انگیز قلعه فلک الافلاک موجب شده که این قلعه تاریخی و باستانی لرستان از سوی بسیاری از کارشناسان به عنوان یکی از شاهکارهای مهندسی و معماری دنیا لقب گیرد.یکی از این شگفتیها وجود چاه قلعه به عمق 42 متر در حیاط اول است.

موقعیت جغرافیایی:

قلعه تاریخی فلک الافلاک بر بلندای تپه ای باستانی و در مرکز شهر خرم آباد واقع شده است . حریم این بنای باشکوه از سمت شرق و جنوب غربی به رودخانه خرم آباد ، از غرب به خیابان دوازده برجی و از شمال به خیابان دوازده برجی و از شمال به خیابان فلک الافلاک محدود می گردد .

تاریخ ساخت بنا:

از تاریخ ساخت بنا یا بانی آن ، آگاهی دقیقی در دست نیست . همین اندازه می دانیم که این بنا ، از یادگارهای شهر کهن << شاپور خواست >> بوده و بنای اولیه آن را به زمان شاپور اول ساسانی در قرن سوم میلادی نسبت می دهند .

ویژگیها:

احداث بنا بر فراز صخره های سنگی و اشراف کامل آن به دره تارخی خرم آباد و نیز جاری شدن چشمه پر آب گلستان از دامنه شمالی تپه از ویژگیهای اصلی بنا به شمار می آیند. از سوی دیگر نزدیکی بنا با غارهای پیش از تاریخ دره خرم آباد و دیگر آثار دوران تاریخی نظیر سنگ نبشته ، مناره آجری آسیاب گبری ، پل شکسته و گرداب سنگی ، بیانگر پیوستگی تاریخی قلعه با آثار یاد شده می باشد .


معماری:

معماری کنونی بنا ، بیانگر الحاقات فراوانی است که در دوران های گوناگون به دان افزوده شده ، بیشترین این تحولات مربوط به دوره صفویه تا قاجار می باشد . بر اساس مدارک تصویری تا حدود یکصد سال پیش بارویی دوازده برجی در پیرامون بنای فعلی وجود داشته ، که اکنون آثار این برج از آن در محوطه شمال غربی قلعه ، قابل مشاهده است . وسعت تقریبی بنا 5300 متر مربع ، شامل 8 برج دو صحن و 300 جان پناه می باشد . ارتفاع بلند ترین دیوار تا سطح تپه 23 متر و مصالح آن از سنگ آجر ، خشت و ملات گچ و آهک است . ورودی بنا به سمت شمال و در بدنه برج جنوب غربی تعبیه شده که پس از گذر از راهرو ورودی به حیاط اول وصل می گردد .

حیاط اول:

ابعاد این حیاط که در جهت شمالی – جنوبی طراحی شده 22/5*31 متر است . پیرامون آن از چهار برج تشکیل شده که دو برج آن در شمال و شمال غربی و دو برج دیگر در جنوب و جنوب غربی قرار دارد .

حمام قدیمی:

بر اساس شواهد موجود ، حمام قلعه در ضلع شمالی حیاط اول و در نزدیکی چاه قلعه قرار داشته است . این حمام در تا اواخر دوره قاجاریه مورد استفاده بوده و اکنون آثاری از آن نظیر تنوبوشه های سفالی ، نقش های آهک بری و کانالهای زیر زمینی قابل مشاهده است.

چاه قلعه:

در شمال شرقی حیاط اول و در پشت یک طاق نمای بلند ، چاه آب قلعه قرار دارد . عمق این چاه که بیشتر آن با برش صخره به سرچشمه گلستان راه یافته نزدیک به چهل متر است . در گذشته آب مورد نیاز ساکنین دژ از همین چاه تامین می شده و اکنون نیز قابل بهره برداری است .

حیاط دوم:

ابعاد این حیاط که در جهت شرقی – غربی طراحی شده 21*29 و همانند حیاط اول از چهار برج تشکیل می گردد . در چهار جهت این حیاط تالارهای بزرگی قرار دارد که به یکدیگر راه دارند و اکنون به موزه ، تغییر کاربری یافته اند . از نکات قابل تامل در معماری بنا ، وجود گریزگاه مخفی در ضلع جنوبی و فضاهای زیرزمینی در ضلع شمال و شرق آن می باشد .

قلعه در متون تاریخی:

در متون تاریخی با نامهای گوناگونی نظیر :"دژشاپور خواست " یا "سابر خواست " "دز بر " "قلعه خرم آباد " "قلعه دوازده برجی " و قلعه " فلک الافلاک ازآن یاد شده است . «فلک الافلاک » که در لغت به معنی «سپهر سپهران » یا « فلک نهم » می باشد . عنوانی است که در دوره قاجار به این بنا اطلاق گردیده و اکنون به همین نام مشهور است .




کاربری قلعه در گذشته:

«خزانه حکومتی » خاندان بدر در قرن چهارم ، «مقر حکومتی » اتابکان و والیان در دوره صفویه تا قاجار و سرانجام «پادگان نظامی » و «زندان سیاسی » در دوران پهلوی اول و دوم از مهمترین کاربری های قلعه در گذشته محسوب می گردد .

کاربری کنونی:

این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره 883 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید . در سال 1354 با راه اندازی موزه مردم شناسی و مفرغ های لرستان بنا به موزه تبدیل گردید . در سالیان اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه های باستان شناسی ، مردم شناسی ، آزمایشگاه مرمت اشیاء ، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی – تاریخی راه اندازی و هر ساله پذیرای انبوهی از بازدیدکنندگان داخلی و خارجی می باشد.




تاريخچه و نژاد قوم لر


تاريخچه و نژاد:

چيزی که واضح و روشن است ،اينست که بررسيهاي زبان شناسي و فرهنگي، نشان دهنده پيوستگي قومي لرها با ديگر اقوام ايراني به ويژه شعبه پارسي است. لران قديمي ترين قبايل آريايي ايران زمين مي باشند که از روزگاران کهن در نواحي غرب وجنوب غرب و در امتداد دامنه هاي زاگرس ساکن بوده و هستند .

*(نوشتاری از بابايادگار)*بر خلاف زبان لری که کتیبه های پارسی باستان نیکان ان هستند شما هیچ کتیبه یا نوشته ترکی در ایران به ان قدمت پیدا نمی کنید. در عراق هم به گویش مانند لری می گويند پاهلی و متکلمين را کردهای پاهلی می خوانند. همچنين در شرفنامه چهار قوم کرد را : لر و کلهر و گوران و کرمانج خوانده اند. و همانطور که زبان شناسان می دانند زبان لری ما بين زبان فارسی و زبان کردی است. انچه پان تورکها و پان عربها مي خواهنند بکنند اينست که اقوام ايرانی را از هم جدا کنند که خيال باطلی است زيرا کسی ايرانی تر از لر و کرد نيست.در ضمن بايد بگويم که هم اکنون نيز لرها ، کردها را برادر خود می دانند.

آريايی ها ((ايرانی ها-مادها-پارتها-پارسها،با فارسهای امروز اشتباه نشود، زیرا زبان لری و کردی بیشتر به پارسی باستان نزدیک هستند و زبان فارسی امروز بیشتر به زبان پارتها)) با اميخته شدن با اقوام کاسي و گوتی و لولوبی و ماننا و ايلامی قوم امروز ايرانی را پديد اورده اند.*


*در اذهان عمومی لرها، آنها خود را برادر کردها می دانند زيرا چه از لحاظ نوع رقص و موسيقی و زبان و... بين آنها شباهت های بسياری وجود دارد.

شهرهای مهم لر نشين

شهرهای مهم اين مناطق (لر نشين) :

1-خرم آباد :

خرم آباد (که در زبان محلی به آن خورمووه گفته می شود) را که بسياری از مورخان اروپايی بر اين باورند که اين محل با خايدالوی متون آشوری مطابقت مي کند .آنچه مسلم است خرم آباد در دوره ی عيلاميان ،از شهرهای اين قوم بوده، ولي بدنبال انقراض آنان اهميت خود را از دست داده است.

ژاک دومرگان، عضو هيئت علمي فرانسه در ايران معتقد بود که لرستان از ايالتهای عيلام قديم بوده وخرم آباد همان خايدالو يکی از چهار شهر معتبر عيلاميان بوده است.

فردوسی براين عقيده بود که اين شهر در زمان شاهپور ذوالاکتاف ساخته شده است وتاريخ بنايش را همزمان ايجاد گندی شاپور دانسته است.
بنابراين ميتوان گفت که خرم آباد امروزی در عهد ساسانيان در محل خايدالو بنا شده است واتابکان لرستان نيز در سده ی 5 ه.ق بر لرستان دست يافتند،خرم آباد را روي خرابه های شهر ساسانی،بنا کرده اند وبانی آبادانی آن در سال 580 ه.ق اتابک شجاع الدين خورشيد بوده است


۲-بروجرد:


شواهد و اشارات تاريخی حاکی است كه بروجرد از شهرهای قبل از اسلام بوده و دلايل زبانشناسی نيز واژه بروجرد را با تركيب دو جزء "برو" + "گرد" موجوديت اين شهر را به پيش از اسلام ميرساند زيرا كه گرد در زبانهای قديمی ايران به معنای شهر ميباشد. حدود العالم تاليف 372 ه. ق. بروجرد را شهری خرم و پرميوه توصيف ميکند. به نوشته ياقوت حموی در معجم البلدان (اوايل قرن 8 هجری) بروجرد با خضارات و خيرات و همچنين دارای نخلهای مرغوب و زعفران بسيار بوده است.
همين جغرافی نويس اسلامی در كتاب المشترك رازان را كوی بزرگی در بروجرد ياد ميكند. به نوشته ابن اثير شهر دارای خندق بزرگی در اطراف بوده كه اكنون ميتوان آثار و علايمی از آن را مشاهده كرد. در حملات ويرانگر مغول (616 ه. ق.) صدمه و زيان بسياری به شهر وارد شده و منابع تاريخی، خرابی شهر را در حد وسيعی گزارش كرده اند. ولی حمدالله مستوفی در سال 740 ه. ق. در نزهه القلوب از آبادی شهر ياد كرده و آن را دارای دو جامع عتيق و جديد دانسته است.

شهر در آغاز دوره قاجار وسعت گرفت. در همان زمان حاج زين العابدين شيروانی مورخ مشهور در بستان السياحه مينويسد:حسام السلطنه بروجرد دورش را حصار كشيد و راستا و بازار مسقف و دكاكين مكلف به اتمام رسانيد. به طور کلی شهر فعلی بروجرد دارای بافت قديمی بسيار زيبايی است و ساختمانهای قديمی و خانه های مسكونی آن از تزيينات جالب چون در و پنجره ارسی های بديعی برخوردار است. بازار كهنه بروجرد نيز هم اكنون همان طرح قديمی خود را حفظ كرده و داد و ستد آن رونق چشمگيری دارد. بروجرد که هنوز در لهجه محلی همان نام اصلی آن یعنی وروگرد(بروگرد) گفته می شود.


3-ايلام:

سرزمين ايلام از ديرباز مهد تمدن بوده وهمواره محل سکونت اقوامی بوده که در اطراف وحاشيه ی روز سيمره گرد آمده وتمدن منطقه ی ايلام داشته است،دره سيمره نقش بزرگی در شکوفايی تاريخ وتمدن منطقه ايلام داشته است، زيرا مهمترين راه ارتباطی بين تمدن کوهها وتمدن جلگه های جنوب غرب ايران سرزمين مي گذشته است. استان ايلام از نظر آثار تاريخی ونقاط ديدنی بسيار غنی است وتاکنون در نواحی دره شهر ،هيلان،شيروان،آرمو ،ايوان غرب و ... آثار تاريخی از عصر مفرغ،هخامنشيان،اشکانيان،ساسانيان و...کشف وبه ثبت رسيده است.


4-کهگلويه وبوير احمد:


از دوناحيه کهگلويه و بوير احمد تشکيل گرديده .
برخی از مورخان براين باورند که مهرگان پسر روزبه ،پادشاه زمينگان(محل جايگاه)گيلويه بود،پس از مهرگان برادرش سلمه شاه شد.گلو يا گيلويه که از مردم خمايگاه سفلی از ولايت استخر بود،نزد سلمه آمد وبه خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه درگذشت گيلويه آنجا را تصرف کرد وچون قدرتی بدست آورد،اين سرزمين را بنام او خواندند.
مؤلف فارسنامه ی ناصری بر اين باور است که درخت کيالک(زال زالک) در کوهستانهای اين سرزمين بيشتر از ديگر نقاط پارس وجود دارد. وچون ميوه ی وحشی زال زالک را در اين منطقه گيلويه گويند،بدين مناسبت اين سرزمين را کُه گيلويه ناميده اند.
اما اين نظريه درست نيست ، زيرا درخت زال زالک منحصر به اين استان نمی باشد وبطور طبيعی در سرتاسر لرستان وبختياری يافت مي شود ودر کهگيلويه سيسه ناميده مي شود.
ظاهرا کيارک در شيراز رايج است نه بين لرهای کهگيلويه.

" تل خسرو(کهگيلويه)کوهستانی است در شمال ولايت بهبهان...در روزگار پيشين آن را رم زميگان که معنی بلوک سرد است می ناميده اند ودر سده ی 3 ه.ق به نام کوه گيلويه معروف گرديد".
"طايفه ی بوير احمد،ناحيه ی تل خسروی وچند محل از بلاد شاپور ناحيه ی رون (Reven) را متصرفشده ،تمامی آنها به ناحيه ی بوير احمد مشهور گشته است.


۵-ياسوج:


نام بومی ياسوج ، ياسيج است که در کنار رودآبشار ،دامنه ی قلعه ی دنا واقع شده است .که زمانی مرکز نفوذ خانهای بوير احمد عليا بود . سابقه ی تل خسرو بيش از2000 سال است، ولی احداث ابنيه ی معاصر آناز سال 1309ه.ش آغاز شدوتا سال 1323 ه.ش ادامه داشت وپس از اين تاريخ متروک گشت.
از عوامل ايجاد شهر ياسوج شرايط اقليمي وخاک و جنگلهای سرسبز بلوط و دره ها وکوهها وتپه های زيبا ومنابع فراوان آب است


۶-چهار محال وبختياری :


براساس کتيبه ها وسنگ نبشته های گوناگونی که بدست آمده، منطقه ی چهر ومحال بختياری در زمان کوروش هخامنشی وجود داشته ومردم در جنگهای مختلف شرکت می کردند.